Skip to main content

نامه‌هایی از ایران

خانه / روایت‌ها / آخرین چای قبل از خاموشی
آخرین چای قبل از خاموشی
زندگی روزمره رویداد: 1398/10/12 13 بازدید 1 دقیقه مطالعه

آخرین چای قبل از خاموشی

ناشناس تهران — ایران
اشتراک‌گذاری:

ساعت حدود ۹ شب بود. برق هنوز نرفته بود، اما همه منتظرش بودیم.
مادرم مثل همیشه قبل از خاموشی، کتری را گذاشت روی گاز. گفت: «یه چای بخوریم قبلش.»

اینترنت از چند ساعت قبل کند شده بود. پیام‌ها دیر می‌رسیدند، بعضی‌ها اصلاً نمی‌رسیدند.
من گوشی را دستم گرفته بودم و مدام صفحه را بالا و پایین می‌کردم، انگار چیزی قرار بود تغییر کند.

پدرم تلویزیون را نگاه می‌کرد، بدون صدا. فقط تصویر.

ناگهان همه‌چیز تاریک شد.

این بار، هیچ‌کس چیزی نگفت.

فقط صدای قل‌قل کتری بود، که هنوز روی شعله روشن مانده بود.

مادرم در تاریکی گفت: «چای آماده‌ست.»

ما نشستیم، در سکوت، و چای خوردیم.

هیچ‌کس از فردا حرف نزد.
یک شب معمولی در تهران، جایی که قطع برق و اختلال اینترنت به بخشی از زندگی روزمره تبدیل شده است.

اشتراک‌گذاری:

امتیاز به این روایت

5.0 از ۵ · 1 امتیاز

نظرها

هنوز نظری ثبت نشده است.

پرسش امنیتی: 8 + 6 = ؟